سال ها رفت و برای من ولی فردا نشد شاعر مجید احمدی

" فراموشی "
رفتی و مثل تو در دنیای من پیدا نشد
هیچکس حتی برایم قد این دنیا نشد !
عشق تو کابوس شد در خواب هایم جان گرفت
لحظه ای بعد از تو دیگر خواب من رویا نشد !
زندگی تنها کنار تو برایم خوب بود
بی تو حتی یک دقیقه زندگی زیبا نشد !
وقت رفتن بغض کردم گم شدم در خاطرات
هیچکس انداره ی من بعد تو تنها نشد !
رفتی و گفتی که تا فردا فراموشت کنم
سال ها رفت و برای من ولی فردا نشد !
عاشقت بودم ولی افسوس عاشق نیستی
حس کنی دنیا حریف قلب عاشق ها نشد !
آن شبی که رفته بودی در دلم آشوب بود
خواستم چیزی بگویم از غمت حتی نشد ...
حرف هایم را بگویم با کسی تا حس کند
آه ؛ اندوه تو در اعماق شعرم جا نشد !
مادرم اشک مرا دید و کنارم گریه کرد
هیچکس جز مادرم همدرد قلب ما نشد !
قول دادم در خیالاتم نباشی لحظه ای
قول دادم تا فراموشت کنم اما نشد ...
شاعر : مجید احمدی
https://www.majid-ahmadi.com

