اين شعر يعنی شعر " شبانه ی يك روانی "

كار مشتركی از من يعنی " مجيد احمدی " و خانوم " سپيده الوندی " هست

كه خيلی روش زحمت كشيديم و وقت گذاشتيم

يه كار مشترك نصف نصف هست كه اميدوارم ازش لذت ببريد .

جا داره اينجا از سپيده الوندی تشكر كنم .




" شبانه ی يك روانی‌ "


شروع تلخ غصه را كسی خبر نمی كند

غمی به جز نبودنت مرا پكر نمی كند !

تو رفتی و شكسته ام شبيه بغض در سكوت

دگر كسی مرا از اين شكسته تر نمی كند !

شب است روزگار من تب است حال زار من

منی كه از جنون تو دمی حذر نمی‌ كند !

دیازپام من بگو چه شد كه بی اثر شدی ؟

كه خواب راحتی گذر به چشم تر نمی كند !

ملولم از شب سياه از آسمان خاليم

از اين كه يك شهاب در شبم سفر نمی كند !

دلم گرفته از خودم از اين سكوت لعنتی ...

از اين دلی كه بی تو با كسی‌ خطر نمی كند !!

روانی ام روانی‌ ام روان پزشك من كجاست ؟

پزشك من به حال من چرا نظر نمی كند ؟

روانی ام بدون تو دوای من نبود و نيست

فلوکستین به حال من دگر اثر نمی كند !!

به عهد عشقمان بگو دلت كمی وفا كند

و يا كه مهربان شود وفا اگر نمی كند !!

تو رفته ای و مانده ام كنار قاب عكس تو

نگاه مست تو به من نظر مگر نمی كند ؟

هنوز عاشقم ولی تو دل بريدی از دلی‌

كه فكر عشق تازه با كسی دگر نمی كند ...


شاعران : مجيد احمدی و سپيده الوندی





: پ.ن +


!
روی فلوكستين و ديازپام كليك كنيد متوجه می‌شويد چه داروهایی هستن