امروز يه غزل ترانه براتون آوردم كه كار مشتركی از من و سپيده هستش

 البته ناگفته نمونه كه طرح و تز و سوژه ی‌ اصلی اين كار برای سپيده هستش .

اين غزل ترانه حال و هوای طنز داره و

 بر اساس حال و هوای قدم زدن دختر - پسرا تو لاله زار سروده شده ،

ما اين غزل ترانه رو تقديم می‌ كنيم به همه ی دختر - پسرهای عاشق !

اميدواريم لذت ببريد .




" عاشق شدن "


عاشق شدن فصل بهارش خوبه

گشت و گذار تو لاله زارش خوبه !

درسته لاله زار خودش قشنگه

گشت و گذار ولی با يارش خوبه !

تا كه منو می بينه می بوسدم

دلبر من همين يه كارش خوبه !

بگو بخند تا كه منم بخندم

حرف حساب خنده دارش خوبه !

يه وقت نترسی اگه لرزيد دلت

عاشقی قلب بی قرارش خوبه !

دار و ندار قلب من چشاته

دلم با اون دار و ندارش خوبه !

وقتی‌خودت دچار آدما شی

می فهمی آدم دچارش خوبه !

گاهی ببندی چترتو بدك نيست

بارون تند گه گدارش خوبه !

وقتی كه مطمئنی بر می گرده

صدای رفتن قطارش خوبه !

يه بمب ساعتی توی چشاته

پلكی بزن كه انفجارش خوبه !

پای قطار بمون كه بر می گرده

عاشق با چشم انتظارش خوبه !

خوبه اصن بهتر از اين نميشه

از اين هوا همين گزارش خوبه !

خوش اومدی بهار به خونه ی‌ ما

همين جا كفشتو درارش خوبه ...


ترانه سرايان : مجيد احمدی و سپيده الوندی




+ پ.ن :

اميدوارم لذت برده باشيد :-)