معرفی کانال ادبی سخن عشق در تلگرام

 

 

خیلی سپاسگزاریم از شما عزیزان که در این مدت از کانال ادبی سخن عشق حمایت کردید و پستها را به اشتراک گذاشتید برای ما 10 نفر اهل دل هم کافی بود 2000 نفر عضو اوج ناباوری ما و لطف شماست امیدواریم باز هم هر روز با شعرها و پست های بهتر و بهتر در خدمت شما باشیم .

 

لشگر 2000 نفری کانال ادبی سخن عشق

- 4 ادمین دارد

- بیش از 450 شاعر عضو کانال هستند

 

- شامل :

شعر ، ترانه ، عکس نوشته ، تایپوگرافی ، معرفی خواننده و موسیقی

معرفی کتاب صوتی و کتاب های ادبی جدید

داستان های کوتاه و خواندنی

مقاله های جالب متناسب با موضوع روز

 

مهمان یک فنجان شعر در کانال ادبی سخن عشق باشید

 

لینک کانال :

http://www.tlgrm.me/sokhaneshq

 

 

برخیز و بخند و زندگی کن با عشق  صبح دگری دوباره از راه رسید ! شاعر : مجید احمدی


انگار دوباره روز دلخواه رسید

تور از پس تاری شبانگاه رسید

برخیز و بخند و زندگی کن با عشق

صبح دگری دوباره از راه رسید !

 

شاعر : مجید احمدی

 

 

لبخند بزن شعر بخوان فاصله را جبران کن  لب تر کن و دنیای مرا ساده غزل باران کن شاعر : مجید احمدی

 

 


لبخند بزن شعر بخوان فاصله را جبران کن

لب تر کن و دنیای مرا ساده غزل باران کن

یک چای هل و درد دل ساده برایم کافی است

یک عصر بهاری تو در این خانه مرا مهمان کن !

 

شاعر : مجید احمدی

 

یک بوسه ی تازه دم مرا مهمان کن ؛  این دفعه که آمدی کمی عاشق باش ! شاعر : مجید احمدی

 

 


یک صبح دگر بیا و چون سابق باش

خورشید طلوع کننده از مشرق باش

یک بوسه ی تازه دم مرا مهمان کن ؛

این دفعه که آمدی کمی عاشق باش !

 

شاعر : مجید احمدی

 

بساط چای و قلیان را دوباره چاق کن بانو ! شاعر مجید احمدی

 

 


بیا با من بمان و دوری از عشاق کن بانو

کمی از خنده هایت را به من انفاق کن بانو

ببین هم قد دلتنگیم با تو حرف ها دارم

بساط چای و قلیان را دوباره چاق کن بانو !

 

شاعر : مجید احمدی

 

این بار مرا یک بغل محکم کن  لبخند بزن ؛ غم دلم را کم کن شاعر مجید احمدی

 

 


این بار مرا یک بغل محکم کن

لبخند بزن ؛ غم دلم را کم کن

من آمده ام خسته ی عمری دوری

یک چای هل تازه برایم دم کن !

 

شاعر : مجید احمدی

 

 

تو ای مرغ سحر شانه به سر دلتنگ هستیم  بخوان و با صدایت ناله سر کن باز استاد ! شاعر مجید احمدی

 

 


به پا خیز و دوبـاره سر بده آواز استاد

که شعری با صـدایت می کند اعجاز استاد

تو ای مرغ سحر شانه به سر دلتنگ هستیم

بخوان و با صدایت ناله سر کن باز استاد !

 

شاعر : مجید احمدی

تقدیم به استاد شجریان

 

راه می رفتیم زیر بارون و تو می خندیدی شاعر مجید احمدی

 

 

راه می رفتیم زیر بارون و تو می خندیدی

عاشقم بودی و از عشق نمی ترسیدی

غرق آغوش تو بودم که پریدم از خواب

مادرم گفت : پسر باز چه خوابی دیدی ؟!

 

شاعر : مجید احمدی

 

من از این دنیا از این بیغوله سیرم بعد از او  شاعر : مجید احمدی

 

 

 


من از این دنیا از این بیغوله سیرم بعد از او

پس چرا من زنده ام ؟ باید بمیرم بعد از او !

بس کن ای حافظ دگر فال خوشت ارزانیت

حال خوش را از کجا باید بگیرم بعد از او ؟

 

شاعر : مجید احمدی

 

من کشته خواهم شد همین امشب  تا پا درون خانه بگذارم شاعر مجید احمدی

 


غرق تو بودم دیر کردم باز

ای وای من حال بدی دارم

من کشته خواهم شد همین امشب

تا پا درون خانه بگذارم ...

 

شاعر : مجید احمدی

 

- اوه اوه ننه کله مو امشب می کنه :-)

 

 

دیگر بس است هرچه برایت شکسته ام شاعر : مجید احمدی

 


دیگر بس است هرچه برایت شکسته ام

من از تو از شرایط موجود خسته ام

در شان من که نیست شوم عشق چندمت

از کاروان سرای دلت رخت بسته ام !

 

شاعر : مجید احمدی

 

چه میشد چشم من بر چهره او باز میشد شاعر مجید احمدی

 

چه میشد چشم من بر چهره او باز میشد

که صبحم در کنارش غرق یک اعجاز میشد

کنار او عسل ، خامه ، دو چای قند پهلو

و روزم با صدای بوسه اش آغاز میشد !

 

شاعر : مجید احمدی

 

صبحت بخیر زندگی من ❤️😉

 

مهمان یک فنجان شعر کانال ادبی سخن عشق باشید


 

 

 

چی میشه شما هم هر روز در میان این همه دغدغه و مشغله

و بالا و پایین کردن این همه کانال های بی محتوای تلگرامی

مهمان یک فنجان شعر کانال ادبی سخن عشق باشید

 

لینک کانال :

http://www.tlgrm.me/sokhaneshq

 

صدای تو صدای دلنواز تو صدای عشق و زندگی است شاعر مجید احمدی شعری در وصف استاد محمدرضا شجریان

 

🔴 پیشکشی به سلطان آواز ایران استاد محمدرضا شجریان با آرزوی سلامتی برای ایشان . 🌹

 

#صدای_تو

 

صدای تو صدای دلنواز تو
صدای عشق و زندگی است
و جاودان برای این دیار
صدای تو همیشگی است !

بخوان دوباره نازنین ؛
مرا از این جهان سرد
به سرزمین خود ببر
به سرزمین شاعرانه ای که هر درخت
فقط به عشق نغمه های تو نوای تو
جوانه می زند !
به سرزمین سازها و رازها
که قمری و قناریش
برای اینکه بشنود طنین دلبر تو را
کنار خانه ی تو آشیانه می زند !

صدای تو
تبلور تمام عاشقانه ها است
تولد دوباره ی تمام شعرها ؛
ترانه ها است
صدای تو صدای عشق ؛
پر از نشاط و تازگی است
بخوان دوباره نازنین ؛
صدای تو همیشگی است ...

 

شاعر : مجید احمدی

 

دانلود دکلمه صدای تو با صدای خود شاعر مجید احمدی

 

 

 

ای قند لب و قند دهن صبح بخیر شاعر : مجید احمدی

 

ای قند لب و قند دهن صبح بخیر

هم بستر یاس و نسترن صبح بخیر

از پنجره خورشید به تو خیره شده

بیدار شو عشق خوب من صبح بخیر !

 

شاعر : مجید احمدی

 

صبحتون شاد روزتون خوش 😍

 

 

دانلود دکلمه پازل از مجید احمدی شاعر ترانه سرا

 

 

"پازل"

 

رازی از دلخوشی درونش بود
دردی از روزگار من کم کرد
دلم از سینه پر کشید انگار
وقتی از پنجره نگاهم کرد !

من زمین خورده بودم اما او
باور تازه ای به خوردم داد :
که تو سیبی کلید یک کشفی
و نباید به سادگی افتاد !

عالم کودکی به من بخشید
من که در مشت کوچکش بودم
او شبیه ترنم پرواز
من نخ بادبادکش بودم !

واژه هایش شراب خالص بود
جمله ای گفت و ساده مستم کرد
تا که مومن شدم به ابراهیم
او مرا خواند و بت پرستم کرد !

چه بگویم از عمق دنیایش
هرچه فهیمدمش نفهمیدم
فلسفه در نگاه او پیداست
نیچه را با دو چشم خود دیدم !

او پر از حس خوب آرامش
در نگاهش هزار و یک دریاست
طرح لبخند او ژکوند است و
سر نقاشی لبش دعواست !

او همین که به راه خود می رفت
یک خیابان بی آبرو می شد
شور تازه به شعر من می داد
وقتی یک جایی حرف از او می شد !

تا شنیدم خدا دلش با اوست
متوکل شدم برب الناس
مومنش شد هر آنکه او را دید
دلبری می کند خدا نشناس !

آمد و خیره شد به چشمانم
با سلامش زد و خرابم کرد
بس که زیباییش هویدا بود
به ستایشگری مجابم کرد !

او همین جا کنار من اما
این برایم شبیه رویا بود
رخنه کرد در تمام دنیایم
او تمامش تمام دنیا بود

آی من با توام ترانه ی عشق
در کنار تو غصه را کشتم
دل بریدم من از همه دنیا
با تو دنیا نشسته در مشتم !

حال و احساس تو خود حافظ
شور و شوقت شبیه مولانا
خون عطار در رگت جاری
و فروغی درون تو پیدا !

شاعران را احاطه کردی تو
از غمی شاعرانه لبریزی
واژهایت کلام اشعار است
با من ساده دل بگو چیزی !

با من ساده دل چه کردی تو
که دلم خواست با تو پر بزنم ؟
تا شوم بت پرست آیین ات
و به دیگر بتان تبر بزنم !

پدرم گفته بود اگر باشی
اسم من را دگر نخواهد برد
بی پدر آمدی و اسم من
از شناسنامه ی پدر خط خورد !

او نمی داند از دلم چیزی
که چه سری تو با دلم داری
که نفس می کشم تو را هر روز
تو برایم شبیه سیگاری !

او نمی داند از دلم تا تو
پلی از جنس دلخوش پیداست
من و تو پازلیم و تکمیلیم
تو که باشی بهشت من اینجاست !

من تو را نه رها نخواهم کرد
تو به شش های من نفس دادی
من اسیرم به عشق تو بانو
که می ارزد به حس آزادی !

 

شاعر و دکلمه : مجید احمدی

 

دانلود دکلمه پازل از مجید احمدی

 

 

 


کنارم چای می ریزی برایت شعر میخوانم

دوباره در شب چشمان زیبای تو مهمانم

چه رویایی شود آن شب تصور کن تو هم بانو

من و شعر و تو و چای و شب باران و ای جانم !

 

شاعز : مجید احمدی