اشعار و ترانه های مجید احمدی

 


 


اینم دکلمه ی ترانه ی " لبخند وارونه " از خودم
که امروز در سایت ها تقدیم شما دوستانم شد .
که خوشحال میشم این شعر و دکلمه رو گوش کنین و نظر بدین .
از دوست صمیمی و هنرمند دوست داشتنی " مهدی بابایی " عزیز
خیلی ممنونم به خاطر محبتش و انتخاب موزیک و ضبط و میکس این کار
و همچنین از خانوم " سحر شیردل " به خاطر عکس و طراحی زیباشون کمال تشکر رو دارم . امیدوارم این کار رو سرچ کنید و گوش بدین و خوشتون بیاد . مخلصیم ♥

" لبخند وارونه "

باز اومدی هم قد رویاهام باشی
تا من کنار تو کمی مغرور باشم
میگی بهم نزدیکتر میشی دوباره
تا اینکه از تنهایی و غم دور باشم !

میگی که قصر عشق می سازی کنارم
تا زندگی اون که دلم می خواست باشه
باز عاشقونه مرهم زخمام میشی ؛
کاش این دروغایی که گفتی راست باشه !

بازم نگاهت میکنم آروم میشم
دنیا تو چشمای درشتت ریز میشه
اما یه حسی میگه تو یک روز میری
فصل بهار من یه جا پاییز میشه !

شاکی نشو گاهی اگه دلسرد میشم
لبخند وارونه رو لب هام نقش داره
میخوام که دستاتو بگیرم باز با عشق
این ترس تنهایی اگه بازم بذاره !

تنها که باشی فرصتا از دست میرن
درمان تو یک شب یهو نامرد میشه
تنها که باشی زتدگی تو باخت میدی
از هر طرف دردو بخونی درد میشه !

شاکی نشو گاهی اگه غمگین میشم
یا زندگیم تعبیری از اندوه بوده ؛
پاشیدم از هم من فقط یک مشت سنگم
این تیکه سنگا یک زمانی کوه بوده !

ترانه سرا : مجید احمدی







+ پ.ن :

بی خود تر ، داغون تر و مضخرف تر از سیستم وبلاگ نویسی بلاگفا خود بلاگفاست !

 سایت وبلاگ نویسی توی کل دنیا انقد بی برنامه و بی در و پیکر  تا حالا ندیده بودم ...

دوستان میگن چرا تو وبلاگ نمی نویسی !؟

آهان بنویسم دو سال دیگه آقای بلاگفا بیاد بگه :

اعععع پاک شد ببخشید من نبودم دستم بودم تقصیر آستینم بود !؟

ترجیح میدم تو لاین و اینیستاگرام و ف.ب و اینجور جاها بنویسم و مطالبمو نشر بدم

تا این بلاگفای بی در و پیکر و بی صاحب ...

انقدر بی در و پیکره که یه لینک دانلود از یه سایت معروف و مجوز دار به نام تهران موزیک

که هیچ موقع ف*یل*تر نیست و کاملا ایرانی و مجوز داره توی این وبلاگ میذارم

ارور میده میگه : به دلیل وجود لینک غیر مجاز درج ممکن نیست !

من دیگه هیچ حرفی ندارم !

در تلاشم انشالله یک سایت رو راه اندازی کنم به زودی

که مدیون یه مشت آدم بی مسولیت و بی نظم نباشم ...

 

برای مخاطب خاص ...




انتظار ...







برای او که منتظر آمدنش هستیم ...

دوست دارم ...





من آن دو چشم دلبرش را دوست دارم

رویـایی اسـت و باورش را دوست دارم

گـفتـند : شوهر داره دیــوانه نـدیدی !؟

آره من حتی شوهرش را دوست دارم !


شاعر : مجید احمدی


هنر دلالی در آهنگسازی و ترانه‌سرایی !

 
 
 

مجید احمدی : این روزها که بازار موسیقی پاپ بسیار داغ شده و خیلی ها که شوق خوانندگی دارند در تکاپوی این هستند که آهنگی بخوانند و یا آلبومی تهیه و تنظیم کنند و به گوش مردم برسانند برخی که تعدادشان هم روز به روز زیادتر می شود با تاسیس یک استدیو چه مجوز دار چه بی مجوز به کار موسیقی می پردازند . بدون اینکه چیزی از شعر و موسیقی بدانند یا تحصیلاتی در این زمینه داشته باشند .
و خیلی ها هم به خاطر داشتن تجربه ی کم خام می شوند و با این نوع افراد که بین خواننده و آهنگساز و ترانه سرا ، نقش واسطه ای دارند نادانسته  کار می کنند و آخر متوجه می شوند که بیشتر از آنچه که فکر می کردند هزینه کرده و چیزی که به عنوان موزیک تحویل گرفته اند کاری با سطح پایین و خنده داری است که اسمش را همه چیز می شود گذاشت جز یک کار فاخر موسیقی !
این افراد به ترفند های مختلف خواننده را جذب می کنند و از او مبلغی را دریافت می کنند و به او ترانه و ملودی می فروشند ، ترانه و ملودی هایی که برای یک استدیو و یک آهنگساز و ترانه سرای دیگر است و قیمت های ترانه و ملودی ها خیلی کمتر از  قیمتی هایی است که این واسطه ها به خواننده پیشنهاد می کنند  ، و از این راه ،  پول زیادی را برای خود بر می دارند و پولی اندک به صاحبان واقعی اثر می دهند!
چه بسیار خواننده هایی که فکر می کردند پول های زیادی به آهنگساز داده اند ولی این گونه نبوده و یا پول زیادی بابت ترانه پرداخت کرده اند ولی ترانه سرا روحش هم خبردار نیست ! و تمام این پول ها به حساب این دلال ها که هیچ کاری نکرده اند رفته است  و آهنگساز و ترانه سرا به همان میزان که از این واسطه پول گرفته اند برای آهنگ و ترانه زمان گذاشته اند نه آن میزان پولی که خواننده هزینه کرده است  و خواننده احساس میکند هزینه ای که پرداخت کرده  در برابر آهنگی که تحویل گرفته  بسیار زیاد بوده است در صورتی که او نمی داند بخش زیادی از این پول در جیب این دلال هنری رفته است .
دیگر برای همه جا افتاده است که این کاری که بعضی ها انجام می دهند دلالی است نه هنری و حتی برخی خودشان بدون اینکه سواد موسیقی داشته باشند آهنگ می سازند و یا بدون اینکه ترانه سرا باشند ترانه های بسیار خنده داری می گویند که پخش شدن این گونه آهنگ های بی سر وته جز پایین آوردن شان موسیقی پاپ ایران چیز دیگری را حاصل نمی کند .

این افراد که به دلال هنری معروفند با کارهایشان روح موسیقی ایرانی را زخمی کرده اند و باعث شده اند که تعداد بی شماری از آهنگ ها و ترانه های بی در و پیکر و غیر حرفه ای به عنوان موسیقی پاپ به فضای مجازی بیایند و به گوش مردم برسند . موسیقی ها و ترانه هایی که ارزش یک بار گوش دادن را هم ندارند و صرفا خاصیتشان ساختن پول برای این دلال هاست . و این آهنگ هایی که بیزنسی و سفارشی ساخته می شوند نه هنری در آن دخیل است و نه احساس و شوری . شاید این افراد هدف موسیقی را فراموش کرده اند و بیشتر می کوشند  پول در بیاورند تا اینکه کار ماندگار و فاخری را خلق کنند .

شناختن این نوع افراد زیاد کار سختی نیست همین که خواننده مستقیما” با ترانه سرا و آهنگساز کارهایش در ارتباط باشد و واسطه ای نباشد همه چیز مشخص می شود  و کاملا” واضح و مبرهن است که خواننده ها و آهنگسازها و ترانه سراهایی که برای هنر ارزش قائل هستند هرگز با این گونه افراد کار نمی کنند چون آن ها دوست دارند اثری را بیافرینند که برای نسل ها بماند نه اینکه برای دلال ها پول سازی کنند.
به امید روزی که موسیقی هایی بشنویم که کلام و آهنگ آن سال های سال در ذهنمان حک شود و در موسیقی پاپ جایی برای این دلال های هنری نباشد .

انتشار یافته در سایت موسیقی ایران 

دیگران مجبور نیستند موسیقی شما را گوش‌کنند !


 

مجید احمدی : این روزها وقتی که از کوچه و خیابون و محل گذر آدم ها می گذریم  شاید خیلی کمتر پیش بیاد که صدای بلند و گوش خراش ضبط صوت اتومبیل هایی که از کنارمون رد میشن به گوشمون نخوره و یا بهتر بگم گوشمون رو آزار نده ! این عمل شاید برای کسی که داخل اتومبیل نشسته خیلی کار خوب و خوشایندی باشه که داره موزیکی رو با صدای بسیار بلند گوش میده اما برای افراد پیاده ای که بیرون در حال عبور و مرورند بسیار ناخوشایند و آزار دهنده است .

این یکی از ناهنجاری های است که جامعه ی ما دچارش شده مثل خیلی از ناهنجاری های دیگه و باید بیاییم ریشه یابی کنیم که علت انجام دادن این عمل ناهنجار چیه ؟! در این جا برای بهتر باز شدن مسئله باید به این دو سوال جواب بدیم : اولا” اصلا” ما برای چی موزیک گوش میدیم ؟ و سوال دوم اینکه آیا موزیکی که من گوش میدم دیگران هم مجبورند بشنوند !؟


ادامه ی این مقاله را در سایت موزیک ایران  بخوانید .



عاشق شاعر ...






زندگی با تو چه کرد ای عاشق شاعر مگر ؟

کان دل پر آرزو از آرزو بیزار شد

پله ها در پیش رویت یک به یک دیوار شد

زیر هر سقفی که رفتی بر سرت آوار شد ...



شعر و ترانه


در این پست سعی دارم خیلی کوتاه خوانندگان را با تعریف درستی از ترانه آشنا كنم. اكثر مردم تفاوتی را بین شعر و ترانه قائل نمی شوند و در نتیجه تفاوتی هم میان شاعر و ترانه سرا قائل نمی شوند.
ترانه در واقع ریشه در شعر دارد و یك سری از قوانین شعر را رعایت می كند ولی خود به تنهایی دارای تعریفی مشخص می باشد. ترانه همانند شعر دارای قافیه می باشد. دارای وزن می باشد. و از این حیث شباهت بسیاری به شعر دارد ولی تفاوت عمده شعر و ترانه این است كه ترانه دارای یك پیوند درونی با موسیقی است. البته شاید از خود بپرسید كه بر روی شعر هم می توان موسیقی گذاشت همانطور كه تا كنون به روی شعر های بسیاری موسیقی گذاشته شده است. در پاسخ این پرسش باید گفت که عموما شعر هایی كه به ترانه تبدیل شده اند به خاطر سختی کلام و آرایه های بی شماری که دارند کمتر برای مردم قابل درک است . مگر اینکه به صورت تصنیف در موسیقی سنتی استفاده شود مثل کارهای بی نظیر استاد شجریان و ...
از دیگر ویژگی های عمده ترانه باید به زبان ساده آن اشاره كرد. چون مخاطب ترانه عموم مردم هستند و ترانه سرا باید این را در نظر داشته باشد كه شنوندگان ترانه طیف وسیعی از عامه مردم هستند و نه صرفا افراد علاقمند به ادبیات و شعر.
كار ترانه سرا آنجا مشكل تر می شود كه با همین زبان ساده و قابل هضم برای عامه مردم ؛ مفاهیم ارزشمندی را به مخاطب منتقل كند. یكی دیگر از مواردی كه ترانه سرا را مجبور به ساده نویسی می كند این است كه چون ترانه بر روی موزیك و آهنگ قرار می گیرد و با صدای خواننده به گوش مردم می رسد ؛ در نتیجه تمام ذهن شنونده متوجه به ترانه نیست بلكه قسمتی از آن متوجه موزیك ترانه و قسمتی متوجه صدای خواننده می باشد.
و خواننده دوست دارد کلام را راحت و بی آلایش به گوش مردم برساند .
از دیگر نكاتی كه در ترانه باید رعایت گردد استفاده از كلمات و زبان روز مردم است و دوری كردن از زبان كلاسیك. بطور مثال ما در مكالمات روزانه خود نمی گوییم : " ز ره رسیدی" بلكه می گوییم : "از راه رسیدی" پس باید در ترانه سرایی به این نكته توجه داشت كه زبان و ادبیات فولکوریک ابزار ترانه سرا قرار گیرد. بر خلاف تصور اكثر مردم با توجه به نكاتی كه گفتم ترانه سرایی از شعر سرودن مشكل تر است.
و باید به این نکته اشاره کنم که یک شاعر خوب نمی تواند یک ترانه سرای خوب باشد ولی یک ترانه سرای خوب یقینا" یک شاعر خوب است !

و من الله توفیق / مجید احمدی

 

 

 

 

+ پ.ن :

اگه وقت کردین به این وبلاگ هم سری بزنید
جمله های جالبی توش هست روش کلیک کنید :

حرفای خاک بر سری

 

خیلی حال من بده ...



ترانه ی ضامن آهو



با عرض تسلیت شهادت حضرت امام رضا (ع) محضر عاشقانش ...
این ترانه رو تقدیم می کنم به ساحت مقدسشان به رسم ادب .
خوش به حال اونایی که الان مشهد هستن !

.:: ضامن آهو ::.


برای ديدن تو و كبوترای حرمت ...
باز اومدم پيشت اگه منو بدونی محرمت !

رو به ضريح پاك تو زمينو بوسه می زنم
تا كه غرور قلبمو تو حرم تو بشكنم !

ضامن آهو تویی که غریبه دست آشنات
بگو شفاعت میکنی منو تو بین عاشقات !

با مهربونی تازه كن هوای قلب خستمو
تو سختیه اين همه غم كاشكی بگيری دستمو !

من اومدم که عشقمو وقف نگاه تو كنم
نماز حاجت بخونم تقديم راه تو كنم !

شايد كه پيرهن تنم بوی خدا بگير باز
آخه اثر داره ميگن دعای عاشق تو نماز !

تو خوب می‌دونی‌حالمو اين حس تنها شدنو
دعا می خونم كه شايد حاجت روا كردی منو !

ضامن آهو تویی که غریبه دست آشنات
بگو شفاعت میکنی منو تو بین عاشقات !

با مهربونی تازه كن هوای قلب خستمو
تو سختیه اين همه غم كاشكی بگيری دستمو !

ترانه سرا : مجید احمدی


شعر " دختر بد " از مجید احمدی ....


چند وقت بود از خودم ترانه و شعری نگذاشته بودم ...
الان یه کار طنز تقدیم می کنم به دخترای بد ،
البته دخترای ایرونی خوبن ، یه سریشون هستن که ... !
امیدوارم لذت ببرید

+ نظر یادتون نره ..


" دختر بد "

دختری که دوست داری حرفای معنی دار بگی
نطق فلسفی کنی راجع عشق و زندگی ...


دختری که عکستو دیویست هزار تا لایک داره
سه تا نقطه پست کنی کامنت رو پستت می باره !

دختری که با همه هستی و لارجی می کنی
همیشه پای چت و فیسبوک و یا تلفنی !

تو که ادعات میشه راحتی با هرکی بخوای
دوست داری با هرکسی دلت می خواد بری بیای !

دختری که خودتو مدافع جنس مونث می دونی
ژشست میگیری واسه حرفات تا میشه تا می تونی !

هی میگی مردا بدن جنس مذکر پی پیه !
زن یه آزادی محضه دیگه شوهر چی چیه ؟!

به پسرها می توپی تیریپ جنگ بر می داری
اما با این همه حرف 1000 تا بوی فرند داری !

اما هرچی تو بگی حرفاتو خط نمی کشیم
میگی دوست اجتماعیتن که ما قانع بشیم !

باشه ما قانع شدیم اما چی میشه گفته هات ؟
اگه این مردا بدن پس چرا دوست میشن باهات ؟!

هرکسی بخواد می جوشی باهاش هر هر می کنی
حرفتام معنی داره وقتی ور ور می کنی !

با مهندسا مهندس با لاتا لاتی میشی !
همه میگن تو خوبی تو هم خیالاتی میشی ...

دختری که کار و بارت شده این حرفای مفت
کاش یکی پیدا می شد از بدی هات بهت میگفت !

کاش یکی پیدا می شد بهت می گفت که کم داری
واسه اینه بین مردا و زنا فرق می ذاری !

کاش یکی بهت میگفت فقط تو لنگ شوهری
واسه شوهره که با هر پسری تو می پری !

بقیه اش قصه و حرف و ماجرای واهیه ،
نمی دونی راه تو عجیب راه سیاهیه !

کاش بهت می گفت یکی حجب و حیای تو کجاس ؟
مگه مروارید و حجب یه صدف از هم جداس ؟!

کاش بهت می گفت یکی ، خدا حواسش به همه است
فاصله بین بهشت تا به جهنم یه نمه است !

کاش بهت میگفت یکی هیچ پسری دوست نداره
زن آینده ی اون عکسای لختی بذاره !

تا همه ببین و به اندامش نمره بدن
خیلی دوست دارم بدونم اینه جایگاه زن !؟

زن یعنی هیکل و چهره و افاده هاش و بس ؟
عقل و دین و بینش و حجب و حیاش چی میشه پس ؟

یا من از ماه اومدم یا که شما عوض شدین
حرف مفته وقتی میگی که شما روی مدین !

اگه به مده چرا تنکنولوژیتون بی مده !؟
چرا راه و ارزش هاتون این همه عوض شده ؟

پس چرا علم شما از مد دنیا غافله ؟؟!
علم ها ، بی مد چهره رو مد چرا انقد فاصله !؟؟!

کیف آرایش و کفش و چند قلم رخت و لباس
یعنی زن بودن فقط به داشتن همین چیزاس !؟

صدتا لنز می خری چشماتو باهاش رنگ بکنی ؟
فکر اینی شب و روز خودت رو قشنگ بکنی !؟

دوست دارم سوال کنم چند تا کتاب خوندی همش ؟
به خدا قصد جسارت ندارم ، منو ببخش ...

ولی به خودت بیا زن اینا نیستن به خدا
اینا حاشیه است فقط یه کمی به خودت بیا ...

اگه چهره ت خوشگله باطنتم قشنگ بکن
با کتاب و علم و حکمت باطنت رو رنگ بکن !

خوشگلا زیادن اما با سوادا کمه کم
خوشگلی و با سوادی خوب میشه کنار هم !

از ما گفتن بود حالا می خوای بخواه می خوای نخواه
من فقط خواستم بگم همینه فرق راه و چاه !!


شاعر : مجید احمدی



قسمتم نیست ...  





عشق يعنی :

دوست داشتن كسی كه پير شدن با او را بپذيريم ...


آیه ی قرآن ...


چه بسیار شود که چیزی را شما ناگوار شمارید
لیکن خیر و صلاح شما در آن بوده است
و چه بسیار شود که چیزی را دوست دارید
و در واقع شر و فساد شما در آن است
و خداوند به مصالح امور دانا و شما نادانید .

(ترجمه ی سوره بقره آیه ۲۱۶ - قرآن کریم)



پدر و معلم ...



به احترام پدر و معلمت از جای برخیز هرچند فرمان روا باشی .



✱ امیرالمؤمنین امام علی (علیه السلام) ✱

☼ غررالحکم ⁑ ح2341 ☼

خاطره ی جالب ...


یکی از دوستام تعریف می کرد : “با اتوبوس از یه شهر دیگه داشتم میومدم یه بچه ء 5-6 ساله رو صندلی جلویی بغل مامانش یه شکلات کاکایویی رو هی میگرف طرف من هی میکشید طرف خودش. منم کرمم گرفت ایندفعه که بچه شکلاتو آورد یه گاز بزرگ زدم!
بچه یکم عصبانی شد ولی مامان باباش بهش یه شکلات دیگه دادن.خیلی احساس شعف میکردم که همچین شیطنتی کردم.
یکم که گذشت دیدم تو شکمم داره یه اتفاقایی میوفته.
رفتم به راننده گفتم آقا نگه دار من برم دستشویی.
خلاصه حل شد. یه ربع نگذشه بود باز همون اتفاق افتاد.
دوباره رفتم…
سومین بار دیگه مسافرا چپ چپ نیگا میکردن.
اینبار خیلی خودمو نگه داشم دیدم نه انگار نمیشه رفتم
راننده گفت برو بشین ببینیم توام مارو مسخره کردی…
رفتم نشستم سر جام از مامان بچه پرسیدم ببخشید این شکلاته چی بود؟
گفت این بچه دچار یبوسته، ما روی شکلاتا مسهل میمالیم میدیم بچه میخوره!!!
خلاصه خیلی تو مخمصه گیر کرده بودم.
خیلی به ذهنم فشار آوردم بالاخره به خانومه گفتم ببخشید بازم ازین شکلاتا دارین؟
گفت بله و یکی داد..
رفتم پیش راننده گفتم باید اینو بخورین.
 الا و بلا که امکان نداره دستمو رد کنین.
خلاصه یه گاز خوردو من خوشحال اومدم سر جام .
ده دقیقه طول نکشید راننده ماشینو نگه داشت!!!
منم پیاده شدم و خوشحال از نبوغی که به خرج دادم !
یه ربع بعد باز ماشینو نگه داشت…!
بعد منو صدا کرد جلو گفت این چی بود دادی به خورد من ؟
گفتم آقا دستم به دامنت منم همین مشکلو داشتم !
کار همین شکلاته بود ! شما درکم نمیکردین !
خلاصه راننده هر یه ربع نگه میداشت
منو صدا میکرد میگفت هی جوون ! بیا بریم!


نتیجه اخلاقی :
وقتی دیگران درکتون نمی کنند ، یه کاری کنید درکتون کنند!!!

تحمل کنیم نفاوت ها را ...




وقتی با دوستی برخورد می کنیم که مثل ما فکر نمی کنه .
وقتی با عزیزی مواجه می شویم که نظراتش ظاهراً کاملاً مخالف با نظرات ماست .
وقتی با انسانی روبرو می شویم که خط بطلان بر اندیشه ها، باورها و اساسی ترین اصول اعتقادی ما می کشد .
نمی خواد باهاش دعوا کنیم ...
لازم نیست بحث کنیم !!
فقط کافیه به یاد این اثر بسیار ارزشمند از مارکوس رائتز بیفتیم :
شاید او هم به همان حقیقتی ناظر است که ما ناظریم! ولی از زاویه ای دیگر .
سعی کنیم علاوه بر شنیدن نظرات دیگران، زاویه دید آنها را هم دریابیم .
از این طریق خیلی راحت تر از گرفتاری در دام تعصب رهایی می یابیم .
  ما انسان ها با یکدیگر متفاوت هستیم به عقاید و تفکرات متفاوت احترام بگذاریم .


و من الله توفیق


آنچه هستم ...


عیب کار اینجاست که من ” آنچه هستم ” را با ” آنچه باید باشم ” اشتباه می کنم ،
خیال می کنم آنچه باید باشم هستم ، در حالیکه آنچه هستم نباید باشم ...
آهان راستی ...
دکتر شریعتی می فرماید که :
چه پست هستند مردمانی که فاصله ی " آنچه هست " شان
با " آنچه باید باشد " شان کم است ...




+ پ.ن :

امیدوارم متوجه شده باشید ؟!؟؟!


سه چیز ها ...


سه چیز در زندگی پایدار نیستند :

رویاها
موفقیت ها
شانس

سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند :

زمان
گفتار
موقعیت

سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند :

الکل
غرور
عصبانیت

سه چیز انسانها را می سازند :

کار سخت
صمیمیت
تعهد

سه چیز در زندگی بسیار ارزشمند هستند :

عشق
اعتماد به نفس
دوستان

سه چیز در زندگی که هرگز نباید از بین بروند :

آرامش
امید
صداقت

به سه چیز هرگز تکیه نکن :

غرور
دروغ
عشق

کنارم باش ...






گفتی : خداحافظ ...