هنوز بارونه ...

دلت که میلرزید من با چشام دیدم
تو ذل تابستون چقد زمستونه ...
هوا گرفته نبود دلم گرفت اون شب
به مادرم گفتم : هنوز بارونه !!
قطار رد شد و رفت مسافرا موندن
مسافرا که برن قطار میمونه ...
تو برف و بارونی ، قطار قلب منه
قلب شکسته ی من ، تو برف مدفونه !!
دونه به دونه غمی ، ریل به ریل شبم
غم تو خونه ی من ، هر شب مهمونه ...
یه شب که سردم بود به مادرم گفتم :
هوا که سرد میشه یاد تو می افتم !! :-(
طفلی دلش لرزید دلش دوباره شکست
تو ذل تابستون تو کوچه برف نشست !!
مسافرا شعرن ، تو برف و بارونی
قطار قلب منه چشم تو پنجره هاش ...
پنجره ها بستن مسافرا خستن
ببار تا دم صبح به فکر هیچی نباش !!
دونه به دونه غمی غصه به غصه شبم
کاشکی یه روز صبح شه ، کاش فقط ای کاش ...
+ پ.ن :
سیزده به در کجایی ؟؟؟
من یا می خوام با یادت کنار عکست تنهایی مو جشن بگیرم ...
و دلتنگی هامو مجازی به در کنم !!
یا شایدم با خانواده و فک و فامیل بریم دربندی جایی ...
99% دومی رو انجام میدم !! :-)
چیه ؟ مگه ما دل نداریم ؟ می خوایم خوش بگذرونیم !!
والله ...
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 1:23 توسط مجید احمدی
|
