مسواكم را برداشتم بزنم ديشب ...

ياد تــــو افتادم !!! :-(


.
.
.

این روزها ...

احساس بـچـه ای رو دارم ،

که رفـتـه تـو کــوچــه تــا بـازی کـنــه

ولـی کــسـی بـازیــش نمـيـده ...

و همين طور ،

 احساس آدمی كه عمری بازی داده شده درست مثل بازيچه !!!

يه چيزی بين اين دو تا ...





+ پ.ن :

مسواك بهانه ی خوبی بود برای گريه كردن ...