مامانم 2 ماهه به همه گفته خطش سوخته...

رفتم نگاه کردم دیدم سیم کارتشو برعکس انداخته تو گوشی !!!

آخرشم برگشته میگه همش تقصیر توئه بس که با گوشیم ور میری !!!



به سلامتیه همه ی مامان ها که موقع جارو زدن فکر میکنن

هر چی آشغال تو خونه هست زیر پای ما جمع شده ...



بچه بودم مامانم منو برده بود شهر بازی سوار تاب زنجیری شده بودیم ،

هنوز دور نگرفته بود دستگاه که دیدم مامانم داره از ترس داد و هوار میکنه ...

طرف نگه داشته دستگاهو به مامانم میگه چی شده ؟

مامانم میگه : این پسر من می ترسه مارو پیاده کن !



مادرم نشسته بود داشت چيپس می خورد يهو گفت : اوه اوه چقدر تنده فلفليه ؟

بعد روى چيپسو نيگا کرد گفت نه ، نوشته کچاپ !

بعد با خيال راحت شروع به چيپس خوردن کردو به اين ترتيب چيپس ديگر تند نبود !


يعنی مردم از خنده !!



بچه که بودم مامانم می گفت :مجيد جان دلبندم

تو خیابون پفک و چیپس و اینا نخور شاید یه بچه ای ببینه دلش بخواد ...

شب مياد تو خوابت نمی تونی بخوابی !!

یکی نیست همین مطلبو به این دختر پسرایی که سفت همدیگرو بغل می کنن

 و راه میرن انتقال بده !!!


[ کمپین حمایت از جوونای بی بغل ]




پارسال تولدم بود شروع کردم باز کردن کادوها به کادو مامانم رسيدم ،

ديدم يه پاکته بازش کردم ديدم نوشته :

پسر عزيزم تولدت مبارك

هفتاد هزار تومنى که دو ماه پيش قرض گرفتى رو ديگه نمی خواد
برگردونى !


 كادوی‌ خوبی بود تازه تولدم نزديكه ، 14 تير ،‌ دوستان سورپرايزم كنن لفن !!!








+ پ.ن :


مادر يعنی جلوه ای از مهربانی خدا ...