سلام بر دوستان خودم ...

بعد از دو سال تلاش و زحمت و بی خوابی به ياری خداوند بزرگ و متعال

 در دانشگاه اون رشته ای كه می‌ خواستم و دوست داشتم تو شهر خودمون ،

تو پايتخت ايران قبول شدم .

مهندسی عمران ( كارشناسی ) - تهران قبول شدم .

خيلی خوشحالم كه تو تهران می مونم ، چون پيش خانوادمم ، پيش دوستامم

به كارم می‌ رسم ، به شاعرانگی زندگی كردنم می‌ رسم

و از همه مهم تر راحت تر درس می خونم !

خيلی می ترسيدم كه برم شهرستان و دوست هم نداشتم كه برم ...

الحمدالله ، خدا رو صد هزار مرتبه شكر كه نتايج زحمتام رو داد .

البته اين رو هم بگم مهندسی شهرسازی - دانشگاه نور شمال هم قبول شدم

 فكر كنم انتخاب سی‌ هشتمم بود تو سراسری كه قبول شدم

 اونم دانشگاه خوبيه همه چيش اوكيه خوابگاه و اينا داره ...

فعلا" دارم فكر می‌ كنم كدومشو برم

ولی نود هشت درصد مهندسی‌عمران - تهران ميرم ! :-)



گر كه همت كند با هنر آشتی

جهان از تو باشد چه پنداشتی !


با تشكر / مجيد احمدی




اينم يه شعر از خودم ( مجيد احمدی )  كه برای تهران يا طهران سرودم ...


" تهران من "


تهران من ای مملو از مهری سراسر

ای حس بودن در حریم تو شناور

ای خانه ی خورشید فرداهای روشن

من با توام ای پایتخت عشق و باور !

 

شب نزد ماه روشنت معنا ندارد

هیچ آسمان ماهی چنین زیبا ندارد

قلب پر از مهر تمام مردم ما

در سادگی در عاشقی همتا ندارد !

 

جانم قرین با بودنت ای قلب ایران

ای شهر مردان خدا شهر شهیدان

پاییز دلها با تو یک دنیا بهار است

ای پایتخت نازنین ای شهر تهران !


.

.

.


ای پایتخت نازنین ای شهر تهران !

 


شاعر : مجيد احمدی