اميرحسن میگه : اين روزها حسی برای ادامه دادن نيست ! زندگی‌ خيلی‌ بد شده ، هيچ جوره نمی تونم با اون كنار بيام ،  يا بايد خودم عوض بشم و يا بايد زندگی رو عوض كنم ، كه از انجام دادن جفتش معذورم ...

- خوب راست میگی اميرحسن جان زندگی‌ بد شده ، جوان ايرانی واقعا" داره به پوچ نزديك ميشه به پوچی‌ بزرگ ، و واقعا"درد داره و آزار دهنده است ...

يه زمانی محمد پسر عموم می‌ گفت : جوون ايرانی‌ بدبخته !!! من فوری‌ عصبی می شدم می گفتم خودتو با ديگران مقايسه نكن !!! چرت و پرت هم نگو اگه خودت فكر می‌كنی بدبختی اينو به جوون ايرانی نسبت نده ، تو از كی‌ تا حالا شدی نماد جوون ايرانی‌ ؟!؟؟! احساساتت رو قاطیه اين بحث ها نكن ...

و اون می‌خنديد و می‌گفت : بگذريم می‌ رسی ...

نمی خوام بگم ولی انگار اميرحسن جان رسيديم نه به ارگاسم نه !! رسيديم به همان چيزی كه پسر عموم گفت !!

راستی شنيدم سايت زدی مباركه انشالله معروف بشه به اميد گام های بعدی و بلندتر ولی خداييش اين بار خواستی گام برداری پيژامه بپوش راحت تر گام برداری من يه پيژامه پامه چون همش دارم گام بلند بر ميدارم  !


مجتبی میگه : بايد بی خيال بود و زندگی‌ را ول كرد ، بايد عاشق شد ، بايد تن داد به لحظه ها و هر جور كه ميشه از زندگی‌لذت برد ، حتی اگه دو ترم مشروط بشی‌حتی اگه دوست دختر نداشته باشی ، حتی‌اگه عشقت بره بهت زنگ نزنه ،‌ تو هر شرايطی‌ با هر درآمدی ميشه شاد بود  و خوشبخت زيست !!

- اينم درسته ولی مجتبی‌ جان گاهی هم ديگه بايد آدم مثل سنگ پای قزوين انقد سمج و اينا  باشه كه از رو نره ، خوب هميشه كه نميشه دايورت كنی‌ تو جيب شلوارت و لنگتو بندازی رو لنگتو سوت بزنی كه !!

خوب گاهی مواقع ازت انتظار ميره ، گاهی بايد جوابگوی‌ مسئوليت ها باشی‌ گاهی می طلبه آدم مسئوليت بپذيره ، كار انجام بده ،‌ فكر‌ی كنه ، حركتی بره و ... 

راستی‌ بابت لطف اون روزت كه باهام تا دانشگاه اومدی و ... ممنونم ، يعنی خيلی ممنونم ، اين لطفتو هيچ وقت فراموش نمی كنم !!


محسن ميگه : ای بابا بكش بيرون ، بالاخره يه كاری می‌كنيم ديگه حالا بذار مدرك بگيريم ...

- محسن جان خوب نيست آدم انقدر ها هم بی‌ برنامه باشه راستی بازی جديد چی داری‌ كال آف ديو تی 7 رو داری‌ ؟؟

ناموسا" خيلی‌ دنبالشم داری بده نصب كنم بازی كنم دعات می‌كنم !! :-)


سعيد هم طبق معمول ميگه : دلت گرفته ؟؟؟ می دونم منم مثله توام ، باور كن منم مثل توام ، بدجوری غرقم ولی می دونی ؟؟ نه بايد نا اميد بشی ، بدتر غرق ميشی می‌ دونی تو دنيا آدمایی هستن كه آرزوشون رسيدن به تو و چيزهایی كه تو داريه ؟؟

تو بالاتر از خيلی هایی ، مهم نيست كه قشنگ باشی ، قشنگ اينه كه مهم باشی و تو هستی نترس خدا با من و توئه ...

- سعيد جان ممنونم از دلداريت ...


و كلام سپيده كه : بايد رفت تا رسيدن ، ما تلاش می‌كنيم پس می رسيم و اگر غير از اين باشد زير سوال می رود حكم طبيعت ...

- حرفت مثل هميشه محكمه سپيده جان و من محكم تر از هميشه تاييد می كنم ما می‌ رسيم حق با توئه چون زحمت می‌ كشيم و گام بر می دارم ،

تا انتها و نور راهی نمانده است با من بيا رفيق ...


و خداوند می‌ فرمايد :

و اذ قال ربّک للملائکه انّی جائل فی الارض خلیفه ،قالوا أتجعل فیها  من یفسد فیها و یسفک الدمآء  و نحن نسبّح بحمدک و نقدّس لک . قال انّی اعلم ما لا تعلمون *

 بیاد آر ؛

هنگامی که پروردگارت فرشتگان را فرمود : من در زمین خلیفه ای خواهم گماشت ، گفنتد :”پروردگارا آیا کسانی را خواهی گماشت که  در زمین فساد کنند وخون ها ریزند؟ و حال آنکه ما خود تو را تسبیح و تقدیس می کنیم ؟“ خداوند فرمود ”:من چیزی از اسرار خلقت بشر می دانم که شما نمی دانید !“

( سوره ی بقره آیه ی  30 )



و به قول سهراب سپهری :

نه ،

  وصل ممکن نيست ،

هميشه فاصله ای هست ...

اگرچه منحنی آب بالش خوبی است

برای خواب دل آويز و ترد نيلوفر

هميشه فاصله ای هست

دچار بايد بود

وگرنه  زمزمه ی حيرت ميان دو حرف

حرام خواهد شد...

وعشق ؛

سفر به روشنی اهتزاز خلوت اشياست !

و عشق ؛

صدای فاصله هاست

صدای فاصله هايی که

                                            غرق ابهامند!

− نه ؛

صدای فاصله هايی که مثل نقره تميزند

و با شنيدن يک هيچ می شوند کدر،

هميشه عاشق تنهاست ...

هميشه عاشق تنهاست ...

و دست عاشق در دست ترد ثانيه هاست

و او و ثانيه ها می روند آن طرف روز

و او و ثانيه ها روی نور می خوابند

و او و ثانيه ها بهترين کتاب جهان را

به آب می بخشند

و خوب می دانند

که هيچ ماهی هرگز

هزارو يک گره ی رودخانه را نگشود

و نيمه شب ها با زورق قديمی اشراق

در آبهای هدايت روانه می گردند

و تا تجلی اعجاب ؛ پيش می رانند !









+ پ.ن :


گر طبیبانه بیایی به سر بالینم

به دو عالم ندهم لذت بیماری را ...