فتحعلی جون و سه تا زناش ...

فتحعلی شاه قاجار در دربار سه زن داشت به نام های :
جهان ، حيات ، بقا با پسوندهای خاتون النساء كه خود نام نهاده بود !!
يعنی جهان خاتون النساء و حيات خاتون النساء و ...
خلاصه سرتان را درد نياورم ،
روزی در اندرونی كاخ با جهان و حيات نشسته بود
به طوری كه جهان در سمت راستش و حيات در سمت چپش بود
ناگهان اين شعر را خواند :
نشسته ام ميان دو دلبر و دو دلم
كه را به مهر بندم ؟ در اين ميان خجلم !
جهان گفت :
تو پادشاه جهانی ، جهان تو را بايد !
حرفش تمام نشده بود كه به صورت سراسيمه حيات گفت :
اگر حيات نباشد جهان به چه كار آيد ؟!؟؟
بقا كه در پشت در ايستاده بودم و قصد داشت به داخل بيايد و حرف آن ها را شنيد
ناگهان وارد شد و هم چنان كه به شاه نزديك می شد كه او را در آغوش گيرد گفت :
حيات و جهان هر دوشان بی وفا است
بقا را طلب كن كه آخر بقا است !!
+ پ.ن :
عجب زنایی داشته اوووووووووف بلای زبون دراز بودن ... :-)
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر ۱۳۹۱ ساعت 15:0 توسط مجید احمدی
|
