لحظه هایی هست که وقتی سخت دلگیری
 دردت را در سینه ات فرو می ریزی تا آشکار نگردد
لحظه هایی هست که وقتی اشک در چشمانت حلقه زده ،
 بغض می کنی اما پشت لبخندی ساده پنهان خواهی کرد
لحظه هایی هست که وقتی دلت خیلی گرفته
و می خواهی درد دلت را فریاد بزنی از سنگینی بغضت نمی توانی
لحظه هایی هست که سخت خسته می شوی
از دست کسانی که حرف هایت را نمی فهمند
و باز چیزی نمی گویی
لحظه هایی هست که وقتی از تنهایی زمین گیر می شوی ،
 سرت را به دیوار تنهاییت می گذاری و باز هیچ نمی گویی
لحظه هایی هست که دلت می خواهد فریاد زنی و خالی شوی
از هر چه درد ، ولی باز نمی توانی ...
و لحظه ایی که سخت تر از تمام لحظه هاست .
 لحظه ای که عادت می کنی به هر چه درد و چه سخت لحظه ایست ...