هر روز غزل وار توام ای باران

دیوانه ی رفتار توام ای باران

بر پنجره ام نقش نگارت زده اند

بی چتر ، گرفتار توام ای باران !






+ پ.ن :


عشق مثل خيس شدن زير بارون ...

داره بارون مياد تهران ، به به چه بارونی ! چه بارونی !

جاتون خالی پنجره ی اتاقم تت ته بازه ، بفرماييد چای و كاكائو !