شعر طنز 206
طنز طنز
اين شعر رو هم تقديم می كنم به ...
" 206 "
تو چشات خيلی قشنگه
تو نگات شبیه شیشه
عشق من یه تیکه خورشید
عشق تو دویست و شیشه !
من نگام دربدر تو
تو حواست پیش بنزه
کاش از اول میدونستم
توی چشمای تو لنزه !
تو مال جردنی و من
بچه ی نازی آبادم
آره تو end کلاسی
اما من خیلی جوادم !
زن من نمیشی اما
میری دنبال یه حمال
اما چشم به رات میمونم
همه ی سالو با آبسال !
تو شبای بی ستاره
مثل جنگلای دوری
تو موهات خیلی قشنگه
سرتو با چی میشوری ؟
من خيال میكردم از من
تو خوشت مياد وروجك
ولی گفتی بچه بودم
شده قلبت قفل كودك !
خوب میدونم اگه بازم
مانتوی گلی بپوشی
جلوپات نگه میداره
وانت میوه فروشی !
تو به من گفتی دهاتی
هی تو مسخره م می كردی
هيچ وقت عاشقم نبودی
الكی خرم می كردی !
تو به من گفتی كه چاقی
گوشامم مثل الاغه !
ديدی شوهرت خرت كرد
اون يارو هم خيلی چاقه !
منو باش به خاطر تو
وانت نومو فروختم
با پولش پيرهن اسپورت
مثل چند تا گونی دوختم !
كی اومد توی سرم باز
وقتی كه گوجه خريدی
از وانت با عمه مهناز !
شاعر : با كمال شرمندگی خودم ! :-)
شاد باشيد
