گرید به حالم ، کوه و در و دشت از این جدایی

می نالد از غم ، این دل دمادم فردا کجایی ؟؟؟

سفر به خیر ...

سفر به خیر ؛ مسافر من

گریه نکن ...

گریه نکن ؛ به خاطر من


باران می بارد امشب ،

دلم غم دارد امشب ...

 آرام جان خسته ،

ره می سپارد امشب ...

در نگاهت مانده چشمم ،

شاید از فکر سفر برگردی امشب

 از تو دارم یادگاری ،

سردی این بوسه را پیوسته بر لب !!

قطره قطره اشک چشمم ،

میچکد با نم نم باران به دامن ...

بسته ای بار سفر را

با تو ای عاشق ترین ، بد کرده ام من !!

رنگ چشمت رنگ دریا ؛

سینه ی من دشت غمها ...

 یادم آید زیر باران با تو بودم ؛ با تو تنها

زیر باران با تو بودم ، زیر باران با تو تنها ...

باران می بارد امشب ،

دلم غم دارد امشب ...

 آرام جان خسته ،

ره می سپارد امشب !!

این کلام آخرینت ،

برده میل زندگی را از سر من

گفته ای شاید بیایی از سفر، اما نمیشه باور من

رفتنت را کرده باور،

التماسم را ببین دراین نگاهم

 زیر باران گریه کردم ،

بلکه باران شوید از جانم گناهم

این کلام آخرینت ؛

برده میل زندگی را از سر من

 گفته ای شاید بیایی از سفر ،

اما نمیشه باور من ...

کی رود از خاطر من آخرین بوسه شبی در زیر باران ؟؟

رفتی و کردم صدایت ؛ اما در آغوش شب گشتی تو پنهان ...

.
.
.
.

آخرین بوسه شبی در زیر باران ...